نامه به خانم خدیجه ثقفی در خصوص ارتحال آقای هندی
رهبر کبیر انقلاب امام خمینی
بسمه تعالی
28 رجب 96
خانم عزیزم
من الآن تنها نشستهام و به برادرم که در این آخر عمر موفق نشدم او را ببینم فکر میکنم. مرقوم شما واصل شد. از حال آن مرحوم نوشته بودید. فوری کاغذی نوشتم به وسیله احمد؛ ولی تقدیر آن بود که حتی کاغذ را نبیند. تقدیر آن است که من به ملاقات عزیزانم نایل نشوم. از امشب مجلس ختم در مسجد شیخ [۳] منعقد است. مقدر بود که من به مجلس عزای برادرم بروم؛ زنده باشم و تحمل مصیبت کنم.
تلگرافی به حضرت آقا [۴] کردم و تسلیت به فامیل گفتم. آدرس دیگران را نمیدانستم. شما از قِبَل من به همه خصوصاً خانواده محترم او و فرزندان عزیزش پس از سلام تسلیت بگویید. مصطفی بحمد الله سلامت است و غالباً شام و ناهار اینجاست. از سلامت خودتان مطلعم کنید و به همه دخترها و احمد و خانمش سلام برسانید و از قول من تسلیت بدهید. من با حال بسیار افسرده این نامه را نوشتم. از خداوند تعالی سلامت همه شماها را خواهانم. و السلام علیکم.
خودم
پاورقیها
[۱] برادر امام خمینی.[۲]- همسر امام خمینی که در آن ایام برای دیدار فرزندان و نزدیکان در ایران به سر میبردهاند.[۳]- مسجد شیخ انصاری در نجف.[۴]- آقای سید مرتضی پسندیده.
