رفتن به محتوای اصلی
پایگاه جستجو و ترویج
بازگشت به آرشیو رهبر شهید انقلاب امام سید علی خامنه‌ای
بیانات۱۳۷۰/۱۰/۰۲

بیانات در دیدار فرماندهان یگانهاى حفاظت هوایى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى

رهبر شهید انقلاب امام سید علی خامنه‌ای

بسم الله الرّحمن الرّحیم[1]

خیلى خوش‌ آمدید برادران عزیز و خیلى خوشحالیم که شما را از نزدیک زیارت کردیم. این نکته‌اى که آقاى افشار فرمودند، نکته‌ى بسیار درست و ظریفى است که همه‌کس به آن توجّه نمیکند و آن اینکه توفیق شماها به این است که حادثه‌اى پیش نیاید. وقتى یک حادثه‌اى پیش مى‌آید و مثلاً شما موفّق میشوید که دشمن را ناکام کنید، سر و صدا میپیچد امّا وقتى یک سال میگذرد و هیچ حادثه‌اى پیش نمى‌آید، کسى نمیفهمد که شما چه کردید که حادثه پیش نیامده.

امیدواریم که اگر خلق خدا، ریزه‌کارى‌هاى زحمات شما و خونِ‌دل‌هاى شما و مجاهدات شما را درک نمیکنند، کرام‌الکاتبین و مأمورین غیبى الهى بدقّت همه‌ى خصوصیّات کارهاى شما را ــ که بحمدالله‌ کم هم نیست ــ ثبت کرده باشند؛ و یقیناً کرده‌اند و در محضر پروردگار و وجود مقدّس ولىّ‌عصر مایه‌ى سر‌بلندى شماها شده باشند.

در دعا میخوانیم که: وَ کُنتَ اَنتَ الرَّقیبَ عَلَىَّ مِن وَرائِهِم وَ الشّاهِدَ لِما خَفِىَ عَنهُم.[2] آنچه کرام‌الکاتبین هم حتّى نتوانند بفهمند، خود خدا میفهمد و آن، خاطرات ذهنى شما است؛ آنچه در دل میگذرانید، ملائکه‌ى خدا هم نمیفهمند امّا خداى متعال عالِم السّرّ و الخفیّات است؛ او میفهمد. در نظام الهى، حُسن کار این است که هیچ مجاهدتى به هدر نمیرود؛ هیچ. یعنى اگر ما دقیق‌ترین سیستم کنترل را هم داشته باشیم [مثلاً] یک جایى را فرض کنید یا یک کشورى ــ چنین چیزى البتّه نیست در دنیا ــ که سیستم دقیق کنترل نسبت به کارهاى مثبت و منفى افراد داشته باشند و ریزه‌کارى‌ها را آنجا محاسبه کنند، باز افراد کارهایى دارند که به چشم آنها نمى‌آید و هر فردى احساس خسارت میکند وقتى که مجاهدت میکند؛ احساس میکند که خب کسى نفهمید یا درست نفهمید.

کیست که بتواند اجر و ارج یک حرکتِ یک جوان مسلمان را در یک سنگرى از سنگرهاى جمهورى اسلامى ــ چه در جبهه، چه در پشت جبهه ــ با همه‌ى خصوصیّات بفهمد و ثبت کند؟ چه کسى ممکن است این کار را بکند؟ اصلاً علم بشر احاطه‌ى به این چیزها میتواند پیدا بکند؟ آنجایى که شما در عین خستگى کار را دنبال میکنید، هیچ‌کس هم شاهد کار شما نیست و شما خسته هستید، گرفتارى دارید، مشکل دارید، امّا مى‌بینید کار جلوى شما است و نمیتوانید از این دست بکشید، کیست که آن احساس شوق شما به کار را و دلسوزى شما را که [میگویید] «باشد، من کار شخصى را رها میکنم؛ آن لذّت و خوشى‌اى را که در نبودن کار هست رها میکنم و این کار را هم تمام میکنم» بتواند ثبت کند؟ یا همه‌ى این چیزها را بتواند ثبت کند؟ هیچ نظام بشرى‌اى قادر نیست که حقّ کارگزاران را با دقّت اداء کند. حُسن نظام الهى این است که وقتى هیچ‌کس نتوانست، تازه نوبتِ خود خداى متعال و مأمورین الهى است که اینها را ثبت کنند و به خود شما برگردانند؛ نه فقط در آخرت، که در دنیا هم آثار آن را برمیگردانند. توفیقات شخصى شما، توفیقات معنوى شما، روشنى دل شما، شوق شما به انجام وظیفه‌ى بیشتر، همه پاداشهایى است که خدا به شما دارد میدهد.

از این بالاتر، توفیقات جمعى است. فرض بفرمایید ناگهان یک حادثه‌اى اتّفاق مى‌افتد که بر حسب موازین عادّى تقریباً ناممکن است. مثل این حوادثى که پیش آمد که همه‌ به سربلندى ملّت ایران منتهى شد؛ این حادثه‌ى عراق و منهدم شدن آن هسته‌اى که سالهاى متمادى در ویرانى جمهورى اسلامى پافشارى کرده بود.[3] چه کسى این برنامه‌ها را ریخت؟ چه کسى طرّاحى کرد که یک دشمنِ پا به نقدِ دمِ گوش نشسته‌ى شریر، این‌جور پا در گل بشود؟ اصلاً کسى نمیتوانست. واقعاً اگر چنانچه عراق با آن ساز و برگى که بعد از جریانات پایان قطعنامه و قبول قطعنامه [از سوى] ما، باقى میماند پشت این ۱۳۰۰ کیلومتر مرز ما، فکر میکنید که ملّت ایران روى آرامش و آسایش میدید؟ فکر میکنید که نیروهاى مسلّح ــ که شماها باشید ــ میتوانستند اندک احساس آرامشى بکنند؟ آب خوشى از گلوى این ملّت پایین میرفت؟ او اصلاً شریر بالذّات است. اصلاً نمیتواند تحمّل کند عدم شرارت را.

شما ببینید جسد مبارک شهید تندگویان[4] را مومیایى‌کرده حاضر دارند؛ وقتى که هیئت میرود آنجا و دکتر و مانند اینها، میروند یک قبرى را میکَنند، یک جسد دیگرى را میدهند. البتّه اینها فهمیدند، گفتند این نیست، اصرار کردند؛ جسد اصلى را بالاخره آنها مجبور شدند بدهند. حالا اگر چنانچه اینها قانع میشدند و همان جسد را مى‌آوردند، بگو شما با آن جسد مومیایى‌کرده میخواستید چه کار کنید؟ شرارت این دشمن تا این حد است. از یک جسد مومیایى‌کرده‌ى حاضر هم حاضر نیست بگذرد، براى اینکه یک وقتى یک جورى از آن استفاده کند علیه جمهورى اسلامى؛ یک بى‌آبرویى سیاسى درست کند، یک مشکلى درست کند. یک چنین دشمن شریرى است. این را چه کسى زد؟ چه کسى این‌جور منهدمش کرد؟ چه کسى اوضاع جهانى را این‌چنین ملتهب کرده و گرایش عمومى دنیا را به سمتى که در نهایت به فضل الهى به نفع نیروهاى حق هست، راه انداخته؟ اینها کارهایى است که خداى متعال میکند و پاداش همان ذرّه‌هایى از حسناتى است که دست غافل بشر و ناتوان بشر، قادر نیست آن ذرّات را ثبت کند. اینها کار خدا است.

کارتان کار بسیار حسّاسى است. در این کار، هجوم جنود شیطان بر حصارهاى حق زیاد است. هرجا هجوم دشمن شدیدتر است، آمادگى نیروهاى حق بایستى دقیق‌تر باشد. سوار هواپیما شدن و رفتن به یک کشور خارجى و برگشتن و با همه‌جور آدم سر و کار داشتن و در فرودگاه یک‌جور، در هواپیما یک‌جور، آنجا یک‌جور، از آن حلقه‌هاى ضعیف است. مراقب این حلقه‌ى ضعیف باشید. در فشارها حلقه‌ى ضعیف معمولاً میگسلد. معنویّت را در جوانها و بچّه‌هاى شاغل در این دستگاه هرچه میتوانید بیشتر تلقین کنید و تزریق کنید. هیچ‌ چیز به قدر معنویّت، انسان را حفظ نمیکند. گاهى بعضى فکر میکنند که فلانى را که در فلان سِمت حسّاس است، از لحاظ مادّى اشباعش کنیم که تحت تأثیر قرار نگیرد؛ البتّه راهى است، امّا راهِ همیشه‌موفّقى نیست. آنچه همیشه موفّق است، حفظ معنویّتها است. ما بایستى نگذاریم که در همه‌ى بخشها آن سطح معنویّت جامعه پایین بیاید؛ و یکى از بخشها بخش شما است؛ مواظبت کنید، مراقبت کنید.

و بدانید که چون این نظام مقدّس در جهت حق دارد حرکت میکند، خداى متعال پشتیبان خواهد بود. امام (رضوان الله‌ تعالى علیه) یک مطلبى را فرمودند یک وقتى به بنده در همان بیمارى‌شان ــ نه این بیمارى اخیر، یک وقت دیگر ــ فرمودند که من از اوّل انقلاب دست قدرتى را احساس میکنم که دارد کارها را پیش میبرد. تقریباً با عین همین تعابیر که من همان وقت یادداشت کردم فرمایش ایشان را، و من الان احساس میکنم این دست قدرت را؛ میبینم. میبینم که خداى متعال دارد هدایت میکند این نظام را به یک جهتى. آن خلأهایى را که ما کوچک‌تر از آن هستیم که حتّى آنها را درک کنیم ــ چه برسد به اینکه بخواهیم آنها را پُر کنیم ــ خداى متعال دارد با قدرت کامله‌ى خودش پُر میکند.

جهت، جهت درستى است. شما از دشمنتان قوى‌ترید. ما امروز از این صف طولانى و بظاهر انبوه دشمن، در معنا قوى‌تریم. آنها البتّه پول بیشترى دارند، تکنولوژى بیشترى دارند، خیلى چیزها دارند که ما على‌الظّاهر از آنها بى‌نصیبیم، امّا ما چیزى داریم که آنها از آن محرومند و آن تکیه‌ى به خداى متعال است که او همه‌‌چیز است؛ هم از تکنولوژى قوى‌تر است، هم از علم بشر قوى‌تر است، هم از همه‌ى موجودات عالم بر روى هم قوى‌تر است. یک اشاره‌ى او، یک اراده‌ى او، همه‌ى دنیا را به‌ هم میریزد؛ ما از آن برخورداریم، باید برخوردارى‌مان را حفظ کنیم؛ یعنى این تکیه‌ى به خدا را باید براى خودمان نگه داریم. این گنجى است [که اگر] داشتید، به دردتان میخورد؛ [اگر] داشتیم، به دردمان میخورد؛ نداشته باشیم، از دست بدهیم، خب از دستش داده‌ایم دیگر.

ما یک پَر کاهى هستیم در مقابل طوفانِ تندباد حوادث ــ مثل خیلى از کشورها، مثل خیلى از ملّتها ــ آنچه ما را پایان‌ناپذیر و شکست‌ناپذیر میکند، عبارت است از همان اتّکاء به خداى متعال؛ آن را مستحکم نگه دارید.

هر فردى هم در مورد خودش و رعیّت خودش مسئول است. هیچ‌کس نگوید که چرا فلان افراد نمیکنند؛ خیلى خب، آنها باید بکنند ــ دستگاه تبلیغات، دستگاه اجرائى، دستگاه قضائى، و مانند این دستگاه‌ها ــ یعنی اقدام نکردن و صحیح عمل نکردن کسى، براى من و شما حجّت نمیشود که ما هم رها کنیم؛ نه، ما باید آنچه را صحیح میدانیم عمل بکنیم، ولو دیگرى نمیکند. خیلى خوب، راه عملِ صحیح کردن او، چیز دیگرى است، نه اینکه عمل نکردن است.

خداوند ان‌شاءالله‌ کمکتان کند. خدا ان‌شاءالله‌ شما و ما را هدایت کند. و از وجود روحانیّون خوب، نفسهاى گرم، و برادرانى که هستند استفاده کنید ان‌شاءالله‌ براى پُر کردن خلأهای معنوى. امیدواریم که خداوند ان‌شاءالله‌ به همه‌ى شما توفیق بدهد و مشمول توجّهات مخصوص ولىّ‌عصر (ارواحنا فداه و سلام الله‌ علیه) باشید.

والسّلام علیکم و رحمة ‌الله و برکاته

پاورقی‌ها

  1. ۱.در ابتدای این دیدار، سرتیپ علیرضا افشار (فرمانده نیروى مقاومت بسیج) گزارشى ارائه کرد.
  2. ۲.مصباح‌المتهجّد و سلاح المتعبّد، ص ۸۴۹ (دعاى کمیل)؛ «در بى‌خبرىِ آنان تو ناظر من بوده‌اى؛ و هر چه از ایشان پوشیده مانده است، تو شاهد آن بوده‌اى.»
  3. ۳.جنگ خلیج فارس و اشغال کویت از سوى نیروهاى عراقى موجب شد تا صدّام‌حسین نیروهاى عراقىِ مستقر در خطّ مرزى با جمهورى اسلامى ایران را براى درگیرى و اشغال کویت فرابخواند؛ امّا به دنبال حمله‌ی ائتلاف متّحدین به رهبرى آمریکا، نیروهاى عراقى شکست سنگینى را تحمّل کردند و مجبور به خروج از کویت شدند.
  4. ۴.ر.ک: پیام به ملّت ایران به مناسبت اعلام متجاوز بودن عراق در جنگ تحمیلی از سوی سازمان ملل متّحد (۱۳۷۰/۹/۲۷)، پی‌نوشت شماره‌ی ۲