رفتن به محتوای اصلی
پایگاه جستجو و ترویج
بازگشت به آرشیو رهبر شهید انقلاب امام سید علی خامنه‌ای
بیانات۱۳۷۰/۰۵/۲۸

بیانات در دیدار جمعی از آزادگان

رهبر شهید انقلاب امام سید علی خامنه‌ای

بسم الله الرّحمن الرّحیم[1]

به همه‌ى برادران بسیار عزیز حاضر در این جلسه که افتخار گذراندن یک دوره‌ى دشوار امتحان را کسب کرده‌اید خوشامد عرض میکنم و اخلاص و ارادت قلبى خودم را به یکایک شما عزیزان عرض میکنم و فرصت را مغتنم میشمرم و از همین‌جا به آحاد آزادگان سراسر کشور، این قهرمانان زنده‌ى انقلاب و نظام اسلامى، ارادت و اخلاص خودم را ابراز میدارم و به خانواده‌هاى آنها که سختىِ این دوران مشقّت‌بار را با صبر و توکّل تحمّل کردند، سلام میفرستم و همچنین به یکایک بسیجیان این کشور، آحاد مخلص و مبارز امّت حزب‌الله‌ که شوق اوّل و هدف والاى آنها حفظ نظام اسلامى و جلب رضایت الهى است، عرض سلام میکنم.

یک سال از آن روزها گذشت؛ آن روزهایى که ملّت ما چهره‌هاى رنج‌دیده و تن‌هاى زجرکشیده‌ى شما را پس از سالها مفارقت در آغوش گرفت و شما سربازان پیشرو و پیش‌قراول ملّت ایران به امواج متلاطم این اقیانوس عظیم مجدّداً پیوستید و به قلب اردوگاه اسلام بازگشتید. روز شادمانى ملّت ایران و روز عیدى ولىّ‌عصر (ارواحنا فداه) به ملّت ایران و روز نشان دادن قدرت خدا به دیرباوران، روزى بود که شما به آغوش ملّت و میهن برگشتید. این روز را همیشه باید ما گرامى بداریم، آن را تجدید خاطره کنیم و از آن درس بگیریم.

چه بسیار هدفهاى دور از دسترس که انسان فکر میکند دسترسى به آنها بسیار مشکل است و با توکّل و صبر و مقاومت به آن هدفها دست خواهد یافت؛ مثل آزادى شما که از جمله‌ى همین چیزها بود. البتّه هنوز شادى ما کامل نیست؛ هنوز زخم دل ما به طور کامل التیام نیافته است، زیرا هنوز بخشى از پیکر این ملّت در اسارت است، همه‌ى پاره‌هاى تن این ملّت هنوز برنگشته‌اند. نمیدانیم چه تعدادى، امّا یقیناً تعدادى از عزیزان ما هنوز در همان شرایط سختند، شاید هم سخت‌تر؛ به خاطر توحّش دشمن و خشم او از ملّت ایران؛ و ما وظیفه داریم دنبال کنیم و هرگز از یاد نبریم. هر کارى بتوانیم براى برگرداندن آن دسته از عزیزان انجام دهیم وظیفه‌ى ما است؛ وظیفه‌ى شرعى و انسانى ما است و باید بکنیم و مسئولین موظّفند همه‌ى تلاش خود را به کار بگیرند تا شاید ان‌شاءالله‌ ما این چهره‌هاى مظلوم دیگرى را که هنوز در بندند، به آغوش ملّت برگردانیم.

یک سال گذشت. این یک سال درس بود و هست براى یکایک من و شما. شما ببینید از سال گذشته همین روزها که شما بتدریج وارد کشور میشدید، اوضاع منطقه چه تحوّلاتى و چه تلاطمهایى را به خود دید؛ چه آتشِ افروخته‌اى در منطقه‌ى خلیج فارس به‌ وجود آمد؛[2] چه انسانهاى مظلومى از آحاد ملّت عراق که یا به وسیله‌ى متجاوزان غربى، آمریکایى و غیره و یا به وسیله‌ى خون‌آشامان بعثى در زیر باران آتش و گلوله از بین رفتند یا عزیزانشان را از دست دادند؛ رژیم متجاوز و متجاسر[3] و مستکبر آمریکا چه کرد در این یک سال! رژیم سبک‌سر و ابله و جاه‌طلب عراق چه کرد در این یک سال! مردم عراق چه کشیدند؛ آوارگان چه کشیدند؛ ما چه کشیدیم؛ منطقه چه سختى‌هایى را تحمّل کرد.

جنجالى کردند و قدرت‌طلبى‌اى به خرج دادند و بعد در مقابل هجوم نیروهاى اردوگاه استکبار مثل موشى به سوراخ خزیدند و براى حفظ جان و موقعیّت و سلطنت خودشان تسلیم زورگویى‌هاى آمریکا شدند و عوضِ آن را سر ملّتشان درآوردند. هم ملّت عراق ضرر کرد، هم منطقه ضرر کرد، هم عراق ویرانه شد، هم کشورهاى اسلامى در مقابل هم قرار گرفتند و هم بدتر از همه‌ى اینها و خطرناک‌تر از همه‌ى اینها، آمریکا در منطقه احساس قدرت کرد و پایش را وسط گذاشت و شروع کرد به عربده‌کشى کردن و مبارزطلبى. اینها خساراتِ ناشى از چیست؟ ناشى از بى‌ایمانى و بى‌دینى و هواپرستى و خودپرستىِ جمعى که سرنوشت یک ملّت به دست آنها است. حالا ببینید اسلام چقدر براى انسانیّت قیمت دارد. ببینید که اگر یک جُو ایمان به خدا و کار براى خدا در دل آن سردمداران بى‌انسانیّت و بى‌ایمان بعثى بود، وضع چطور غیر از این میشد که شد. ببینید خسارت بى‌ایمانى، خسارت خودخواهى براى بشریّت چقدر است. این یک درس.

عزیزان! من و شما دائماً در معرض همین خودخواهى هستیم؛ دائماً شیطانى که در درون ما است، به ما امر میکند به بدى، به دشمنى، به خودخواهى، به فساد. اگر یک انسان نتواند آن شیطان درونى را سرکوب کند، ضایعه‌ى آن فقط به خود او برنمیگردد؛ ممکن است به یک خانواده برگردد، به مردم یک شهر برگردد، به یک ملّت برگردد یا ضایعه‌ى آن به یک منطقه برگردد؛ همچنان ‌که در مورد این حوادث اخیر دیدید که برگشت. یک رژیم خودخواهِ بیگانه‌ى از مفاهیم الهى و انسانى کارى میکند براى جاه‌طلبى، که کفّاره‌ى آن را باید مردم پس بدهند؛ [آن هم] نه فقط ملّت عراق؛ ملّتهاى منطقه.

و درس دوّم در این حادثه این است که ملّت ما بفهمد و یکایک جوانان ما و نفوس بیدار و وجدانهاى زنده‌ى شما درست توجّه کند که چگونه توطئه‌هایى علیه امّت اسلام هست. ببینید امروز درباره‌ى فلسطین چه دارند میکنند؛ چه خوابى دیده‌اند براى ملّت فلسطین و در حقیقت براى منطقه. این هم تا حدود زیادى، ناشى از همان حوادث این یک سال اخیر است.

آمریکا همین‌ که در این منطقه توانست با تانک و توپ و ناو جنگى و بمباران و این‌گونه وسایل، یک قدرت عربده‌جویانه‌اى براى خود دست‌ و پا بکند، فوراً رفت سراغ قضیّه‌ى اصلى منطقه یعنى قضیّه‌ى فلسطین؛ به طمع افتاد که حالا که میتواند، حالا که دولتهاى ضعیف‌النّفس منطقه خودشان را مدیون او و زیر بار منّت او میدانند که رژیم عراق را از آنها دفع کرده است، وقت این است که در این میان استفاده کند و آرزوى همیشگى استکبار در این سالهاى اخیر را تحقّق ببخشد. آن آرزو چیست؟ آن آرزو این است که آرمان فلسطین را پیش پاى صهیونیست‌هاى غدّار[4] قربانى کنند و سر ببُرند؛ این کار را میخواهند بکنند؛ و امیدواریم با غیرت امّت اسلام و جوانان مسلمان و جوانان فلسطین، به این خیانت بزرگ موفّق نشوند. این هم درس است براى ما.

ببینید چطور استکبار با چنگ و دندان و خونخوارانه و بدون اندکى انسانیّت و رحم ایستاده است تا اگر بتواند، ملّتهاى اسلامى را و آرزوهاى آنها را براى خواستهاى استکبارى خود لگدمال کند. امروز این قضیّه‌ى فلسطین یکى از بزرگ‌ترین مسائل و مصائب دنیاى اسلام است، و در آینده [هم] خواهد بود. مگر شوخى است که یک ملّتى را از خانه و زندگى و کشور و سرزمین خود آواره کنند، غاصبِ مزدورِ خبیثى را آنجا بنشانند، همه‌جور به او کمک کنند، همه‌ى جنایات او را صحّه بگذارند و دستشان تا مرفق در خون مردم منطقه فرو برود؛ و به اینها قانع نباشند؛ بخواهند از مسلمانان، از صاحبان خانه امضا بگیرند که این خانه مال آن غاصب است و صاحبخانه در آن حقّى ندارد! این‌ کار را میخواهند بکنند. آیا جوانان غیور فلسطینى مرده‌اند؟ آیا جوانهاى کشورهاى اسلامىِ همجوار فلسطین و دیگر کشورهاى اسلامى مرده‌اند که [صهیونیست‌ها] این‌جور راحت بخواهند بزرگ‌ترین مسائل جهان اسلام را به سود خودشان و به زیان امّت اسلامى حل کنند؟ این چه سکوتى است که امروز در دنیاى اسلام هست؟ تا چند سال قبل از این مگر کسى در دنیاى اسلام جرئت میکرد سخن از گفتگوى با دولت غاصب اسرائیل بر زبان بیاورد؟ یک نفر خائنى جرئت کرد و اقدام کرد و بعد از اندکى سزاى خودش را هم دید؛ آن خائن طاغوت مصرى.[5]

امروز دارند قضیّه را به صورت یک قضیّه‌ى ساده‌اى [مطرح میکنند]؛ آن طرف قضیّه آمریکا است [که میگوید] بیایید بنشینید با صهیونیست‌ها، با این دزدها، با این قاتلها، با این کسانى که چهل سال است دارند ملّت فلسطین را شکنجه میدهند و به همه‌ى دنیاى اسلام دارند سم‌پاشى میکنند و خیانت میکنند و از پشت خنجر میزنند و همه‌ى مشکلات یا بیشتر مشکلات دنیاى اسلام ناشى از اینها است، مذاکره کنید، امضا کنید که بیت‌المقدّس مال شما باشد، سرزمین فلسطین مال شما باشد، جولان مال شما باشد؛ یعنى چه؟ آمریکا چه‌کاره است در این قضیّه؟ به چه مناسبت دولت آمریکا به خود حق میدهد که در قضیّه‌اى که متعلّق به این ملّت است، مال این منطقه است، به صورت یک متولّى، یک صاحب‌اختیار، یک قلدر وارد بشود و به این و آن دیکته بکند که چه کار باید بکنید؟ به شما چه؟ شما در قارّه‌ى آمریکا دست‌اندازى کردید، تجاوز کردید، ورود بى‌اجازه کردید، آدم کشتید، بَسِتان نیست؟ در این منطقه‌ى خاورمیانه، دل یکایک آحاد مردم هوشیار و آگاه این ملّتها پُر از بغض و عداوت شما است. باز می‌آیید نزدیک و میخواهید به گمان خودتان مسئله‌ى فلسطین را حل کنید؟ این حل است؟ حلّ مسئله‌ى فلسطین این است که دولت غاصب متلاشى بشود، از بین برود و صاحبان کشور، صاحبان سرزمین بیایند آنجا حکومت تشکیل بدهند؛ مسلمان و مسیحى و یهودى و هرچه هستند، با هم زندگى بکنند. این گرفتارىِ دنیاى اسلام است؛ این را شما جوانها بدانید.

کسى فکر نکند که تهدید و خطر از دنیاى اسلام برطرف شده. ما درست است که در این دوازده سال پیش رفتیم، مناطقى را تصرّف کردیم در صحنه‌ى سیاسى ــ کارهاى زیادى انجام شد به برکت رهبرى‌هاى امام بزرگوارمان و پایمردى این ملّت؛ ما امروز قوى‌تریم، قدرتمندتریم، آبرومندتریم در دنیا از سالهاى قبل؛ ملّتهاى عالم، قدرت این ملّت و عظمت این ملّت را فهمیدند، آن را تأیید کردند؛ اینها پیشرفت است ــ دشمن را به میزان زیادى مأیوس کردیم، امّا تهدیدها تمام نشده. یک عدّه‌اى خیال نکنند که امروز مسئله‌ى کشور ما، مسئله‌ى کم و زیاد فلان جنس یا فلان امکان است؛ مسئله، مسئله‌ى اصل انقلاب است؛ مسئله‌ى اصلِ نظام اسلامى است؛ تهدید نسبت به اصل اسلام است. امروز مسئله این است که در مقابل خودکامگى و افزون‌طلبى آمریکا فقط این ملّت است که ایستاده؛ این ملّت است که حرف میزند و نسبت به سیاستهاى دشمنان پُررو و مستکبر افشاگرى میکند؛ [لذا] دشمنند با این ملّت. ما نمیتوانیم چشممان را ببندیم و نسبت به مصیبت‌هاى دنیاى اسلام و تجاوز دشمنان اسلام ساکت بنشینیم. این ملّت سرباز اسلام است. این ملّت براى اسلام قیام کرد، براى اسلام دشمنان اسلام را از این مملکت بیرون کرد و پاى آمریکا را قطع کرد. ما که از اسلام رو برنگرداندیم؛ اسلام وجود ما است، همه‌‌چیزِ ما است؛ دشمن از این عصبانى است، [لذا] علیه ما دارند تهدید میکنند.

الان شما ببینید؛ کوچک‌ترین مسئله‌اى که بشود با دستاویز کردن آن علیه جمهورى اسلامى و ملّت ایران و دولت خدمتگزار ما جنجالى در دنیا راه انداخت، استکبار به وسیله‌ى ایادى تبلیغاتى‌اش آن دستاویز را میگیرد و میچسبد و جنجال به راه مى‌اندازد؛ کوچک‌ترین دستاویز. سعى‌شان این است که این ملّت را متفرّق کنند، متشتّت کنند، این وحدت را از بین ببرند. سعى‌شان این است که این ملّت را از آرمان‌خواهى نسبت به اسلام و ارزشهاى اسلامى دچار فراموشى کنند، سرگرم مسائل روزمرّه‌ى زندگى کنند؛ سعى‌شان این است که این پشتوانه‌ى باعظمت را از اسلام و ملّتهاى مسلمان منطقه بگیرند؛ سعى‌شان این است که این توده‌ى مقاوم را متلاشى کنند. دوازده سال است که آمریکا و استکبار از این ملّت خون دل دارد میخورد؛ میخواهد انتقام بگیرد؛ هوشیار باشید.

نظر ما نسبت به مسائل فلسطین روشن و واضح است؛ ما راه حلّ فلسطین را نابودى رژیم اسرائیل میدانیم. نگویند نمیشود؛ «نمیشود» در دنیا نیست؛ همه‌چیز شدنى است. همه‌ى کوه‌هاى عظیمى که مانع راه حرکت انسانها باشد برداشتنى است. چهل سال گذشته، اگر چهل سال دیگر هم بگذرد، عاقبتْ دولت اسرائیل نابودشدنى است و باید نابود بشود. تا چند صباح قبل از این، هیچ‌کس فکر نمیکرد که ابرقدرت شرق این‌جور متلاشى بشود. اگر دو سال قبل کسى میگفت که ابرقدرت شرق از بین خواهد رفت، یک عدّه‌اى فیلسوفانه ریش میجنباندند که بله، شما ساده هستید!

آن روزى که امام در نامه به این گورباچف[6] نوشتند که بعد از این، مارکسیسم را باید در موزه‌ها پیدا کرد،[7] یک عدّه‌اى پوزخند زدند! دو سال نگذشته، سه سال نگذشته، و آن پیشگویى تحقّق پیدا کرد. بعد از درگذشت امام به یک سال نرسید که همه‌‌چیز دگرگون شد. چطور نمیشود؟ قدرت استکبارى آمریکا هم از بین خواهد رفت، او هم متلاشى خواهد شد؛ این قدرتِ جهنّمى ماندنى نیست. اسرائیل هم ماندنى نیست. ما باید تلاش کنیم، وظیفه‌ى ما تلاش کردن است. این حرف دولت ایران، ملّت ایران و نظام جمهورى اسلامى است و همین خواهد شد. ملّتهاى مسلمان باید بدانند و این در سایه‌ى هوشیارى شما ملّت و هوشیارى ملّتهاى مسلمان عملى خواهد شد. بخصوص شما آزادگان با این تجربه‌ى سنگینى که از سر گذراندید و حالا بحمدالله‌ وارد انبوه اجتماع این ملّت شدید، باید هر کدام مثل ستاره‌اى بدرخشید؛ باید مظهر و سرمشق و نمونه‌ى وفادارى به آرمانهاى اسلام و اصرار بر پیمودن راه انقلاب و کانون روشنگرى علیه مطامع استکبار باشید.

از خداوند متعال مسئلت میکنم که ملّتهاى مسلمان را بیدار کند، به آنها قوّت ببخشد، به آنها شجاعت و قدرت اقدام ببخشد و دولتهاى اسلامى و مسئولان کشورهاى اسلامى را با مردمشان نزدیک کند و آنها را از شرّ بداندیشى‌ها و توطئه‌هاى دشمن و افتادن به دام توطئه‌هاى دشمن در امان بدارد.

والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته

پاورقی‌ها

  1. ۱.در ابتدای این دیدار ــ که به مناسبت اوّلین سالگرد ورود آزادگان به کشور برگزار شد ــ حجّت‌الاسلام سیّدعلى‌اکبر ابوترابى (نماینده‌‌ى ولىّ‌فقیه در امور آزادگان) گزارشى ارائه کرد.
  2. ۲.ر.ک: خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران (۱۳۷۰/۱/۱۶) ، پى‌‌نوشت شماره‌ی ۱۷
  3. ۳.گستاخ
  4. ۴.حیله‌گر، ستمگر
  5. ۵.پس از جنگ چهارم اعراب علیه اسرائیل که منجر به عقب‌نشینی مصر شد، انورسادات سیاست خود را در قبال اسرائیل عوض کرد و در سال ۱۹۷۸ با امضای قرارداد «کمپ دیوید» موجودیّت رژیم صهیونیستی را به رسمیّت شناخت و همین عامل سببِ آن شد که گروه‌های اسلام‌گرای مصر دست به اعتراضات گسترده بزنند. سرانجام، در روز ششم اکتبر ۱۹۸۱ و در جریان مراسم رژه‌ی نیروهای مسلّح مصر، وی توسّط یکی از نظامیان مصری به نام خالد اسلامبولی به قتل رسید.
  6. ۶.میخائیل گورباچف (دبیرکلّ حزب کمونیست اتّحاد جماهیر شوروى و آخرین رهبر اتّحاد جماهیر شوروى)
  7. ۷.صحیفه‌‌ى امام، ج ۲۱، ص ۲۲۰؛ پیام به آقای میخائیل گورباچف (۱۳۶۷/۱۰/۱۱)
بیانات در دیدار جمعی از آزادگان | پایگاه جستجو و ترویج