رفتن به محتوای اصلی
پایگاه جستجو و ترویج
بازگشت به آرشیو رهبر شهید انقلاب امام سید علی خامنه‌ای
پیام‌ها و نامه‌ها۱۳۶۹/۰۸/۱۳

پیام به مناسبت روز ملی مبارزه با استکبار جهانی

رهبر شهید انقلاب امام سید علی خامنه‌ای

بسم الله الرّحمن الرّحیم

وَإِذۡ یَمکُرُ بِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِیُثبِتُوکَ أَو یَقتُلوکَ و یُخرِجُوکَ وَیَمکُرونَ وَیَمکُرُ اللهُ وَاللهُ خَیرُ الماکِرین.[1]

در میان ایّام‌الله‌ انقلاب که یادگارهاى دوران مبارزه‌ى بیست‌وچندساله‌ى ملّت شجاع و پیروز ما و هر کدام حامل خاطره‌اى و پرتویى از امام راحل عظیم ما است، سیزدهم آبان داراى ابعادى متنوّع‌تر و پیامهایى عمیق‌تر و بنیانى‌تر است. صف‌آرایى دو جبهه‌ى مبارزه‌اى خونین؛ جبهه‌ى ظالم و جبهه‌ى مظلوم، جبهه‌ى استکبار و سلطه و پیشاپیش آن آمریکا و جبهه‌ى حق و عدل و مشعل‌دار و امام آن خمینى کبیر، در این یوم‌الله‌ بوضوح دیده میشود و در هر سه مناسبت این روز، آشکار و روشن خودنمایى میکند و نسلهاى امروز و فردا را به تأمّل و تدبّر وامیدارد.

در شب چنین روزى، دستهاى آلوده و خشن جبهه‌ى استکبار، امام جبهه‌ى حق و عدل را دزدانه از خانه‌ى محقّرش ــ که در آن، همه‌ى کاخ‌نشینان مغرور را به مبارزه دعوت میکرد و سپیده‌ى طلعت حق را به چشم مستضعفان شب‌نشین میکشید ــ ربودند و خشم بى‌ثمر خود را از باطل شدن ترفند کاپیتولاسیون،[2] نابخردانه فرونشاندند.[3]

آن روز همه‌ى توان استکبار همین بود و کرد تا مگر یوسفِ عزیزِ در قعر چاه، دگر یوسف نباشد؛ زهى خیال باطل.

پس از سالها، باز در چنین روزى در بحبوحه‌ى طلوع خورشید حق و عدل، که با مشعل‌گردانى و تدبیر الهىِ آن رهبر نستوه، از روزن دلهاى یکایک مردم این مرز و بوم سر کشیده بود، دست شوم استکبار، خشمگین و سرگردان، بى ‌تدبیر و هدف، جمعى از نونهالان دانش‌آموز را هدف گرفت و مشتى برگهاى نورس بهارى را بر زمین ریخت[4] تا خون آن جگرگوشگان معصوم، باز هم زودتر دامن دیوان آدمى‌خوار را بگیرد و موج خشم آگاهانه‌ى مردم، خس و خاشاک راه پیروزى را بروبد.

و باز در چنین روزى در هنگامه‌ى پُرشور پیروزى، آنگاه که کشتى انقلاب با حکمت و توکّل نوح کشتى‌بان، بر روى امواج متلاطم حوادث، با صلابت و قدرت پیش رفته و به ساحل نجات رسیده بود، دست نیرومند انقلاب گریبان استکبار را گرفت و آن را از مسند موهوم شکست‌ناپذیرى ــ که از تبلیغات دروغین خود و اوهام توده‌هاى غافل جهان ساخته بود ــ به زیر کشید و با تحقیر دولت مستکبر آمریکا، دل ملّتهاى تحقیرشده‌ى جهان را شاد کرد. زمره‌ى دلباخته و پُرشور دانشجویان، لانه‌ى توطئه‌گران و جاسوسان را زندان آنان کردند و آشتى‌ناپذیرى اسلام نجات‌بخش را با کفر ستم‌پیشه، به دنیا نشان دادند. از آن روز انقلاب اسلامى ما که ضدّیّت با ظلم و استبداد رژیم دست‌نشانده را به پیروزى رسانده بود، آخرین امید طمع‌کاران فرصت‌جوى جهانى را هم زایل کرد و ابعاد گسترده‌ى مبارزه‌ى جهانى خود را که در آن نه ‌فقط رژیم وابسته‌ى حاکم بر ایران، بلکه ریشه و امّ‌الفساد همه‌ى گرفتارى‌ها یعنى نظام سلطه‌ى جهانى و در رأس آن آمریکا آماج این مبارزه است، آشکار ساخت.

در این حوادث سه‌گانه، از تبعید حضرت امام در سال ۱۳۴۳ که به دنبال اعتراض ایشان به مصونیّت مستشاران آمریکایى انجام شد، تا کشتار دانش‌آموزان در سال ۱۳۵۷ و تا تسخیر لانه‌ى جاسوسى در سال ۱۳۵۸، صف‌آرایى میان انقلاب اسلامى از یک سو، و آمریکا و رژیم دست‌نشانده‌اش در ایران از سوى دیگر بود و این مبارزه که در میانه‌ى این سه حادثه و پیش از آن و پس از آن ادامه داشته، ترسیم‌کننده‌ى طبیعت اسلام و انقلاب اسلامى و هدفها و مسیر آن و نیز نمایشگر چهره و هویّت استکبار جهانى و مظهر آن آمریکا و روشها و نیز میزان اقتدار و آسیب‌پذیرىِ آن است و مهم‌تر از همه، خطّ روشنى از روند مبارزه‌ى حقّ و باطل را ترسیم میکند و چگونگى رشد و سمت حرکت آن را معلوم میدارد. مطالعه در این روند امیدبخش نشان میدهد که هر گاه جبهه‌ى حق استقامت و فداکارى کند، جبهه‌ى باطل ــ هر که و هر چه و با هر حجم ــ در برابر آن تاب نخواهد آورد و مجبور به عقب‌نشینى خواهد شد.

نه سردمداران رژیم آمریکا و نه دست‌نشانده‌هاى حقیرشان در ایران در سال ۴۳ که امامِ ما را تنها و غریبانه از قم به تهران و از آنجا به تبعیدگاه بردند، گمان نداشتند که بزودى خود، گروگان عملکرد جبّارانه‌ى خویش خواهند شد و نمیفهمیدند که این توطئه‌ى شیطانى و این یورش کینه‌توزانه به قلب جبهه‌ى حق، یکسره ابزار مکر الهى علیه خود آنان خواهد شد و زمینه‌ى سقوط قدرت جبّار شاهى و زوال امپراتورى استکبار را فراهم خواهد ساخت. تسخیر لانه‌ى توطئه و جاسوسى که با الهام از فرمان حضرت امام خطاب به دانشجویان و دانش‌آموزان درباره‌ى گسترش اعتراضات انجام گرفت، اگرچه عکس‌العملى در قبال تهاجم جبهه‌ى استکبار علیه انقلاب به شمار میرفت، لیکن در عین حال جهادى ابتدائى بود علیه استکبار و علامتى از فرارسیدن نوبت سر برکشیدن جبهه‌ى حق و به هم خوردن موازنه‌هاى استعمارى و در هم شکستن صولت[5] آمریکا و بطلان تلقینات ده‌هاساله‌ى آنان براى مرعوب کردن ملّتها.

همان امپراتورى قهّارى که یک روز داعیه‌ى سرورى و مصونیّت قضائى مستشاران و اتباعش در ایران را داشت و نزدیک به سى سال بود که در صحنه‌ى تصمیم‌گیرى سیاسى و نظامى و اقتصادى ایران، قدرت بى‌رقیب و مسلّط به حساب مى‌آمد و همواره منافع نامشروع خود را بر مصالح ملّت ایران طلبکارانه ترجیح داده بود، اکنون با بیدارى و عزم راسخ ملّت ایران که از ایمان پُرشور آنان ناشى میشد، در برابر حرکت گروهى از جوانان مؤمنِ این ملّت انقلابى، احساس ضعف و شکست کرد و دچار انفعال شد. نه‌ فقط ملّت ایران بلکه همه‌ى ملّتهاى مسلمان که بر اثر تلقین مستمرّ قدرتهاى ضدّ اسلامى در نیم قرن اخیر، بکلّى امید به خود و نیروهاى خود و حتّى نیروى اسلام را از دست داده بودند، در هر یک از حوادث انقلاب و در هر سخن و اشاره‌اى از سوى امامِ انقلاب و در هر حرکتى از سوى مردم، پیامى متضمّن امید و نشاط و اعتماد میگرفتند و به نیروى خود معتقد و از ضعف ذاتى استکبار آگاه میشدند.

اگر دنیا شاهد آن است که پس از پیروزى انقلاب اسلامى در ایران و تا امروز، ملّتهاى مسلمان در همه جاى جهان، حرکاتى از سر اعتماد به خود، در جهت بازگشت به هویّت و فرهنگ اسلامى خود انجام میدهند، درست به این دلیل است که مبارزه‌ى فداکارانه‌ى ملّت ایران این ترفند استعمارى و استکبارى را که ملل شرق و ملل مسلمان قادر به عقب نشاندن قدرتهاى اروپا و آمریکا نیستند ابطال کرده و جایگاه قدرت واقعى را نشان داده است. قدرت واقعى، مردم باایمانند و در برابر چنین مردمى، هیچ قدرت مادّى ــ هر چند بزرگ و مجهّز ــ قادر به اِعمال اراده‌ى خود نخواهد بود.

این، بزرگ‌ترین درس روز سیزدهم آبان ماه است؛ روزى که هم شاهد غربت و مظلومیّت امام جبهه‌ى حق بود، هم شاهد مقاومت خونین و فداکارانه‌ى امّت آن امام و تا حدّ قربانى دادن نوجوانان دانش‌آموز، و هم شاهد ذلّت دشمنان آن امام به دست مریدان و شاگردان پُرشور و انقلابى‌اش. ... لذا درس این روز، درسى بس عبرت‌آموز و استثنائى است.

افسوس که غالب سیاستمداران کشورهاى اسلامى، قدرناشناسى نسبت به نیروهاى عظیم ملّتهاى خود را با خودباختگى در برابر قدرتهاى بیگانه توأم ساخته و به جاى بهره‌گیرى از فرصت بزرگى که پیروزى انقلاب اسلامى براى آنان فراهم ساخته بود و تجدید نظر در روابط ناسالم و حقارت‌آمیز با آمریکا و اروپا، ناشیانه در برابر این انقلابِ نجات‌بخش و پُربرکت که ملّتهایشان شیفته‌ى آن بودند، موضع خصمانه گرفتند و در نتیجه بیش از پیش در منجلاب ضدّیّت با ملّتهاى خود و اسارت در دام تحمیل و زورگویى قدرتهاى شیطانى گرفتار شدند. آنان بر خلاف گفته‌ى قرآن که میفرماید: فَاِنَّ العِزَّةَ لِله جَمیعًا،[6] عزّت را نزد آمریکا طلب کردند! سزاى این کج‌فهمى و بدکردارى جز این نیست که ذلیلانه نگران سرنوشت خود و حکومتهایشان که به هیچ نقطه‌ى اطمینان‌بخشى متّکى نیست بمانند و به تجربه و عیان حس کنند که در هنگام خطر، آمریکا و دیگر سردمداران قدرت استکبارى قادر به نجات آنان نیستند و دروغ بودن این پندار را که آمریکا بر هر چه اراده کند قادر است، با همه‌ى وجود دریابند.

حوادث دیروز و امروز خلیج فارس[7] صفحه‌ى عبرت دیگرى است که هم بطلان افسانه‌ى شکست‌ناپذیرى آمریکا را، و هم ضعف و زبونى دولتهایى را که به نیرویى جز ملّت خویش تکیه میکنند، و هم بى‌وفایى و ناتوانى قدرتهاى بزرگ در دفاع از دولتهاى وابسته و دست‌نشانده‌شان را بوضوح نشان داده و در آینده بیشتر نشان خواهد داد.

خدا را شکر میگوییم که ملّت ایران با گوش حق‌نیوش و چشم حق‌بین، درسهاى بزرگ زندگى را از انقلاب بزرگ و رهبر حکیم خود آموخت و روزبه‌روز با تحقّق وعده‌هاى الهى، ایمانش به حقّانیّت این راه عمیق‌تر شد. ملّت ما پیروزى بر رژیم وابسته‌ى شاهى را، پیروزى بر ترفندها و توطئه‌هاى آمریکایى را، پیروزى بر جبهه‌ى نظامىِ پیش‌کرده‌ى شرق و غرب را، پیروزى بر محاصره‌ى اقتصادى را، پیروزى بر جبهه‌ى سیاسى و تبلیغاتى جهانى را، و پیروزى بر بسیارى از مشکلاتى را که به دست همان دشمنان برایش فراهم شده بود، یکى پس از دیگرى با همه‌ى وجود حس کرد و طعم شیرین آن را چشید. همه‌ى این پیروزى‌ها به برکت تمسّک به اسلام و حفظ استقلال و استغناء از بیگانگان و توکّل به خدا و تلاش یکپارچه‌ى ملّت پشت سر رهبر یگانه و بى‌بدیلش به دست آمد.

ملّت ما متلاشى شدن بلوک شرق و پوچ در‌آمدن داعیه‌ى ابرقدرتى شوروى را و مضمحل شدن تفکّرى و دستگاهى را که آشکارا به ارزشهاى الهى پشت کرده بود و در طول جنگ تحمیلى دست در دست آمریکا، با ملّت ما که براى خدا و ارزشهاى معنوى قیام کرده است، کینه‌توزى و دشمنى میکرد، به چشم خود دید. اکنون همه‌ى آن سیاستمدارانى که در صدر آن امپراتورىِ قدرت تکیه زده بودند، از صفحه‌ى روزگار با بدنامى محو شده‌اند. ملّت ما درماندگى و ناتوانى بلوک غرب را از نگهبانى و حراست دولتهاى وابسته که به امید آنان نفَس میکشیدند و به امید آنان در برابر جمهورى اسلامى صف‌آرایىِ نظامى و سیاسى کردند و حتّى درماندگى آن بلوک را از حلّ مسائل و مشکلات اقتصادى و اجتماعى و گره‌هاى داخلى و خارجى‌اش مشاهده کرده و میکند و طعم شیرین استقلال و استغناء از این قدرتهاى ظاهرى و میان‌تهى را در حوادث پیاپى زندگىِ خود میچشد. این، آن نعمت بزرگى است که ملّت هوشمند و مجرّب ما باید قدر بداند و شکر گزارد و براى خود حفظ کند.

ملّت ایران باید بداند و میداند که حلّ همه‌ى مشکلات بزرگ و کوچکش، که غالباً معلول دوران طاغوتىِ سلطه‌ى بیگانگان بر کشور یا محصول جنگى است که همان بیگانگانِ کینه‌ورز و استیلاطلب بر ما تحمیل کردند، تنها و تنها از همین راه میسّر خواهد بود؛ یعنى از راه تمسّک به اسلام، تلاش و مجاهدت یکپارچه و متّحد، استغناء از بیگانگان و دشمنان، دفاع از مظلومین و مبارزه با سلطه‌جویى و سلطه‌جویان و تسلیم نشدن در برابر ترفندها و توقّعات و تحمیل‌هاى استکبار و در رأس آن آمریکا.

در جمهورى اسلامى اگر کسانى تصوّر کنند که با امتیاز دادن به آمریکا و دیگران خواهند توانست به مقاصد و اهداف نظام اسلامى برسند، سخت در اشتباهند. این تصوّر باطل، ناسپاسى نسبت به پیروزى‌هاى بزرگى است که ملّت مسلمان ما در سایه‌ى توکّل و استقامت و مجاهدت به ‌دست آورده است. و ناسپاسى و کفران نعمت، بلیّه‌اى است که از آن باید ترسید و به خدا پناه برد. اردوگاه «استکبار سرمایه‌دارى» از سر برآوردن نیروى اسلامى، متوحّش و بشدّت نگران است و آن را زنگ خطرى براى بهره‌بردارى نامشروع خود از مظاهر حیاتى همه‌ى عالم، بلکه براى ادامه‌ى حیات خود میداند. اگر کسانى تصوّر کنند که آمریکا که خود مرکز اصلى این اردوگاه پُر فتنه و فساد است، ممکن است با نظام اسلامى که مظهر حیات مقتدرانه‌ى اسلام است، سرِ آشتى و مساعدت داشته باشد، بسى ساده‌لوحانه اندیشیده‌اند.

امروز قدرت و عظمت جمهورى اسلامى که محصول خون شهیدان و فداکارى ملّت و زحمات توصیف‌ناپذیر مسئولان صالح و دلسوز و کارآمد است، حتّى سردمداران استکبار را نیز وادار میکند که نقاب دوستى به چهره بزنند و منافقانه ادّعاى دوستى کنند؛ بدون اینکه حتّى قدمى در راه دوستى‌اى که ادّعا میکنند بردارند. کیست که امروز در پشت پرده‌ى جنایات شرم‌آور صهیونیست‌ها در فلسطین که خون‌خوارىِ توأم با وقاحت را به حدّ اعلیٰ رسانده‌اند، دست آمریکا را نبیند و سردمداران آمریکا را در کشتار بی‌رحمانه‌ى فلسطینى‌ها مقصّر نشناسد؟ و کیست که مقاصد استیلاطلبانه‌ى رژیم آمریکا را در خلیج فارس، از لابه‌لاى گفتار و کردار آنان درک نکند؟ البتّه هر حرکت سلطه‌گرانه‌اى از سوى بیگانگان در خلیج فارس با عکس‌العمل شدید ملّتهاى مسلمان غیور این منطقه مواجه خواهد گردید و دست هر متجاوزى قطع خواهد شد.

ملّت ما باید قدرت و عظمتى را که در سایه‌ى اسلام و وحدت و مجاهدت به‌ دست آورده، حفظ کند و بر آن بیفزاید. کمترین گرایش تسلیم‌آمیز به دشمن غدّار، این سرمایه را که با بیشترین فداکارى‌ها به دست آمده، بر باد خواهد داد و دشمن مستکبر را جرى‌تر از پیش خواهد کرد.

اینک از باب تذکّر، نکاتى چند را به ملّت و مسئولان عزیز عرض میکنم:

۱) به فرزندان و برادران عزیز و انقلابى‌ام، جوانان، دانش‌آموزان و دانشجویان که این روز بزرگ به نام آنان است، عرض میکنم که شأن و وضع شما، چه در حال و چه بیشتر در آینده، به‌ گونه‌اى است که بار اصلى انقلاب بر دوش شما است و اسلام عزیز و اولیاى شهیدان و امام بزرگوار و صالحان ملّت به شما نظر و امید و از شما انتظار دارند بکوشید و براى رسیدن به کمالات و اهداف انقلاب اسلامى عظیم، فرصتها را مغتنم شمارید و معرفت و فهم دینى را در ذهن و دل خود وسعت و عمق بخشید. با تهذیب نفْس و تقویت روح مسئولیّت، صحنه‌هاى انقلاب را، خصوصاً آنچه به پاسدارى از ارزشها و فرهنگ و روحیه‌ى انقلابى است، پُر کنید و پیوند خود را با جامعه و اقشار مختلف و بخصوص روحانیّت معظّم تقویت کنید و از حیله‌هاى شیطانى و دسائس و ترفندهاى ابلیسى که گاه حتّى در لحن و قالب دلسوزى است، بر حذر باشید. در مسیر مبارزه‌ى افتخارآمیز ملّت ایران، جوانان همیشه باید پیشاهنگ و پیشرو باشند. خود را آماده‌ى پیشاهنگى در خطّ صحیح و بى‌انحراف نگه دارید و هوشمندانه خطّ صحیح و مستقیم را از کج‌راهه‌هاى انحرافى بازشناسید و صبغه‌ى الهى را ترویج و شعائر اسلامى را تعظیم کنید.

۲) به کلّیّه‌ى قشرهاى مردم عزیز، مخصوصاً کسانى که از آگاهى بیشترى نسبت به حقایق موجود جهان و ایران برخوردارند، توصیه میکنم که بیش از همه چیز، یک عنصر اساسى را همیشه در مدّ نظر داشته باشند و آن، وحدت کلمه و حفظ یکپارچگى عموم ملّت است. این را اصلى بدانید که باید بر همه‌ى گفتارها و کردارها و فعّالیّتهاى فردى و اجتماعىِ ملّت ما حاکم و ناظر باشد.

کشور بزرگ و پُراستعداد و پُرنشاط ما هنوز راه‌هاى زیادى هست که باید بپیماید؛ راه‌هایى که به سعادت کامل ملّتمان منتهى میشود و در زندگى مردم جهان نیز تأثیراتى عمیق میگذارد؛ راه‌هایى که به امنیّت و رفاه و معنویّت، نه ‌فقط در سطح کشور خودمان بلکه در سطح منطقه‌ى اسلامى و حتّى در سطح جهان نائل میگردد؛ راه‌هایى که از آغاز دوران استعمار، یعنى از بیش از دویست سال پیش تا کنون، قدرتهاى سلطه‌گر عالم هرگز اجازه‌ى پیمودن آن را به هیچ‌ یک از کشورهاى زیر سلطه نداده‌اند و کشور عزیز ما هم مانند دیگر کشورهاى اسلامى، همواره از آن محروم بوده است.

امروز آن کشورى که حق دارد بجرئت داوطلب پیمودن این راه‌ها شود و مطمئن باشد که دخالت و تحمیل قدرتهاى شیطانى قادر نیست او را از اقدام به حرکت و استمرار آن باز دارد، کشور ما و ملّت ما است. پایبندى و ایمان عمیق به اسلام و رهایى از نفوذ و سلطه‌ى قدرتهاى استکبارى، این امکان را که براى کمتر ملّتى و کشورى پیش آمده، در اختیار کشور ما و ملّت ما قرار داده است؛ لیکن شرط اساسى، وحدت و یکپارچگى ملّى است و اگر نباشد، همه‌ى آنچه هست، بیهوده خواهد بود. پس مرز میان پیروزى همه‌جانبه‌ى ملّت ما، یا خداى ناکرده ناکامى و هدر رفتن همه‌ى زحمات گذشته، یک چیز بیش نیست و آن، وحدت ‌کلمه‌ى میان مردم است. دشمن به همین دلیل است که براى شکستن وحدت ملّت، سرمایه‌گذارى مادّى و معنوى هنگفتى کرده و میکند.

گروه‌ها و جناحها و اشخاص و دستگاه‌ها در هر نقطه که تلاش خود را مضرّ به وحدت ملّت دیدند، باید آن را متوقّف سازند. در تمام حوادث بزرگ تاریخ بیدارى و مبارزات ملّت، هر جا شکست و نامرادى پیش آمده، بر اثر شکسته شدن صف واحد ملّت بوده است. ما امروز حق نداریم تجربه‌هاى گذشته را تکرار کنیم و هیچ عذر و بهانه‌اى براى صدور گفتار و عملى که ناقض وحدت است، پذیرفته نیست. ملّت ما بحمدالله‌ در تمام دوران پس از انقلاب و در تمام حوادث مهم، وحدت کلمه‌ى خود را پشت سر امام عظیم‌الشّأن راحل، با استحکام حفظ کرد و تعارضهاى گروهى و جناحى را به چیزى نگرفت و امروز هم بحمدالله‌ به همین ‌گونه است؛ لیکن صاحبان بیان و قلم و تریبون باید توجّه کنند که تعارضها و مناقشات گروهى، نخستین ضررش آن است که آنان را از توجّه به مسائل مهمّ جهان و منطقه غافل ساخته و قهراً وظایف آنان در قبال ملّت را از یادشان خواهد برد و ضرر بزرگ‌تر آنکه راه این‌ گونه افراد را از ملّت جدا خواهد ساخت.

۳) صمیمیّت متقابل میان ملّت با دولت و دستگاه‌هاى خدمتگزار، همواره یکى از عمده‌ترین اسرار پیروزى‌ها و کامیابى‌هاى جمهورى اسلامى بوده است و باید همچنان باشد. ملّت عزیز باید قدر دولت خدمتگزار و رئیس‌جمهور عالى‌قدر و رؤسا و اعضاى قوّه‌ى قضائیّه و مقنّنه را بداند و تلاش ارزشمند آنان را با تبعیّت و محبّت و نصیحت خود پاسخ گوید. مسئولان خدوم کشور در مقایسه با آنان که به همین مسئولیّتها در دیگر کشورها اشتغال دارند، انسانهایى استثنائى و برجسته‌اند. آنان از مردم و براى مردم و دردشناس مردمند و این براى متصدّیان چنین مسئولیّتهایى بزرگ‌ترین ارزشها است. کسى که با زندگى و رفتارها و روابط شخصیّت‌هاى سیاسى و حکومتى جهان آشنا باشد، به داشتن چنین دولتمردانى که از سرچشمه‌ى اسلام نوشیده و در مکتب امام بزرگوار پرورش یافته‌اند، خدا را سپاس میگوید.

به دولت خدمتگزار و لایق نیز یادآور میشوم که این ملّت بزرگ و فداکار، بخصوص طبقات محروم و پابرهنگان که بار اصلى انقلاب و کشور را همیشه بر دوش داشته‌اند، حقّاً شایسته‌ى خدمت و سزاوار صمیمیّت‌اند؛ در تمام برنامه‌ها و تصمیم‌ها، پیش از هر چیز لازم است استیفاء حقوق و تأمین رفاه و آسایش و رشد مادّى و معنوى و حفظ عزّت و شرف آنان مورد توجّه باشد. اگر در دورانهاى گذشته همه‌ى سرمایه‌ها و پول و شغل و تحصیل و عمران و خلاصه همه‌ى خیرات در جهت منافع مرفّهین به کار میرفت و قشرهاى ضعیف ــ یعنى اکثریّت ــ همواره به فراموشى سپرده میشدند، نظام اسلامى بعکس باید تمام همّت خود را به پُر کردن شکافهاى عمیق اقتصادى و اجتماعى میان فقیر و غنى مصروف کند و سرمایه‌هاى مادّى و معنوى کشور را در راه خدمت به پابرهنگان که حقّ حیات به گردن کشور دارند، به کار اندازد. هر لحظه‌اى از عمر مسئولان که در خدمت مردم صرف کار و اندیشه شود، به عبادت صرف شده است و کارگزاران کشور که خدمتگزارى مردم، بزرگ‌ترین افتخار آنان است، باید لحظه‌اى را از این عبادت خالى نگذارند.

در پایان، یاد شهداى عزیز دانش‌آموز و دانشجو را گرامى داشته، براى آنان رحمت و فضل الهى را مسئلت میکنم و توفیقات همه‌ى اقشار ملّت عزیز را از خداوند متعال مسئلت مینمایم.

والسّلام علیکم و رحمة ‌الله

علىّ‌الحسینىّ الخامنه‌اى

پاورقی‌ها

  1. ۱.سوره‌ى انفال، آیه‌ى ۳۰؛ «و [یاد کن] هنگامى را که کافران درباره‌ى تو نیرنگ میکردند تا تو را به بند کشند یا بکُشند یا [از مکّه] اخراج کنند، و نیرنگ میزدند، و خدا تدبیر میکرد، و خدا بهترین تدبیر‌‌کنندگان است.»
  2. ۲.حقّ قضاوت کنسولی؛ حقّی که به اتباع خارجی در بعضی کشورها میدهند تا در صورت ارتکاب جرم در کشور میزبان، در دادگاه آن کشور محاکمه نشوند و در دادگاه‌‌های مربوط به کشور خود محاکمه شوند.
  3. ۳.پس از تصویب اوّلیّه‌‌ی لایحه‌‌ی مستشاران و تبعه‌‌ی آمریکا در ایران در ۱۳۴۲/۷/۱۳ و تصویب مجدّد آن در ۱۳۴۳/۷/۲۱ از سوی نمایندگان دو مجلس سنا و شورای ملّی، در چهارم آبان ۱۳۴۳ امام خمینی با انتشار اعلامیّه و با ایراد سخنرانی مهیّج و کوبنده‌‌ای تصریح کردند که کاپیتولاسیون اقرار به مستعمره بودن ایران است و رأی مجلس سنا و شورای ملّی خلاف اسلام و قرآن و از اعتبار قانونی ساقط است. در واکنش به این اظهارات، رژیم سرسپرده‌‌ی پهلوی در سیزدهم آبان ۱۳۴۳ امام خمینی را به ترکیه تبعید کرد.
  4. ۴.۱۳ آبان ۱۳۵۷ نیروهای رژیم پهلوی به سمت دانش‌‌آموزان که مدارس خود را تعطیل کرده بودند و به اجتماع دانشجویان در دانشگاه تهران پیوسته بودند، آتش گشودند که ۵۶ نفر شهید و جمع زیادی نیز مجروح گردیدند.
  5. ۵.هیبت، هیمنه
  6. ۶.سوره‌ى نساء، بخشى از آیه‌ى ۱۳۹؛ «... چرا که عزّت، همه از آنِ خدا است.»
  7. ۷.ر.ک: بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم (۱۳۶۹/۵/۲۴)، پی‌‌نوشت شماره‌‌ی ۶
پیام به مناسبت روز ملی مبارزه با استکبار جهانی | پایگاه جستجو و ترویج