رفتن به محتوای اصلی
پایگاه جستجو و ترویج
بازگشت به آرشیو رهبر شهید انقلاب امام سید علی خامنه‌ای
پیام‌ها و نامه‌ها۱۳۶۸/۰۴/۲۳

پیام به ملّت ایران به‌مناسبت چهلمین روز ارتحال حضرت امام خمینى (قدّس سرّه الشّریف)

رهبر شهید انقلاب امام سید علی خامنه‌ای

بسم الله الرّحمن الرّحیم

اُولئکَ کَتَبَ فی قُلوبِ‌هِمُ الای‌مانَ وَ اَیَّدَهُم بِ‌روحٍ مِنهُ وَ یُدخِلُهُم جَنُّتٍـ تَجری مِن تَحتِهَا الاَن‌هارُ خّْلِدینَـ فی‌ها رَضِیَ اللهُ عَن‌هُم وَ رَضوا عَنهُ اُولئکَ حِزبُ اللهِ اَلاِّ اِنَّ حِزبَ اللهِ هُمُ ال‌مُفلِحون.[1]

اکنون چهل روز از مصیبت بزرگ جهان اسلام میگذرد. چهل روز است که امام ما ‌-روح خدا و نفْس مزکّىٰ- احرام پوشیده و به میقات رفته و در بحر وحدانیّت حق مأوا گرفته و بزم ملکوتیان را به حضور خود آراسته است. چهل روز است که آن پدر مهربان و معلّم دلسوز و قافله‌سالار آگاه، فرزندان و مریدان و رهروان را تنها گذاشته و چون جان شیرین، پیکر امّت اسلامى را ترک گفته است. امّت اسلامى در همه جاى جهان، چهل روز است که سرود غم میسراید و از این فقدان بزرگ مینالد.

ملّت ایران همچون صاحب‌عزاى داغدارى که سوز مصیبت، هر چند تا مغز استخوان او اثر میکند، امّا او را از وظایف بزرگش غافل نمیسازد، در این چهل روز، سوخت و گریست و ناله زد؛ امّا گردنِ افراشته و چهره‌ی امیدوار و دست و بازوى توانا و اراده‌ی پولادین خود را نیز نشان داد و دوست و دشمن را به تحسین وادار ساخت.

این ملّتِ باوفا و سرشار از صدق و صفا، با همه‌ی وجود از امام خود تجلیل کرد و با همه‌ی توان به عزادارى او کمر بست و با هزاران بیان در فراق او شِکوه سر کرد. امّا با این همه، هنوز هیچ بیانى نتوانسته عظمت امام و عظمت حادثه‌ی فقدان او را باز گوید و هنوز هیچ زبان گویایى نتوانسته مرثیه‌ی او را بسراید.

پیش از این، در هر مصیبتى ما به او پناه میبردیم و او وزن و مقدار آن را در بیان خود به ما میفهماند و هم او ما را تسلّا میداد: شهادت مطهّرى، درگذشت طالقانى، شهادت شهداى محراب، فاجعه‌ی هفتم تیر و هشتم شهریور، و پیش از آنها، پانزده خرداد و هفده شهریور و دیگر مصائب ...؛ امّا امروز کجا است آن میزانِ عظیم که وزن و مقدار این مصیبت را بسنجد، و کیست آن دریادلى که جویبارهاى خروشان و آشفته‌ی ما را در سینه‌ی پُرعمقِ خود به سکینه و اطمینان نائل سازد؟ مگر به حضرت بقیّة‌ا‌لله‌ (ارواحنا فداه) ملتجى شویم و به او تسلیت گوییم و از او تسلّا جوییم.

براى تبیین شخصیّت اماممان ‌-آن انسان والا و آن مسلمان وارسته- بهتر از آن نیست که به قرآن پناه بریم و او را در لابه‌لاى آیه‌هاى هدایتگر آن، که به توصیف بندگان صالح خدا پرداخته است، باز جوییم:

او با جهاد و هجرت که مؤمنان را در حیطه‌ی ولایت الهى قرار میدهد، مصداق «اِنَّ الَّذینَ ءامَنوا وَ هاجَروا وَ جّْهَدوا بِاَموال‌ِهِم وَ اَنفُسِهِم فى سَبیلِ الله»[2] شد. او با استقبال از خطر و جان بر کف گرفتن در راه خدا، در زمره‌ی کسانى درآمد که ستایش الهىِ «وَ مِنَ النّاسِ مَن یَشرى نَفسَهُ ابتِغاّْءَ مَرضاتِ الله‌»[3] در وصف آنان سروده شده است. او با قیام تاریخی‌اش در راه خدا و تلاش بی‌نظیرش براى اقامه‌ی قسط و عدل و نجات مستضعفان از ظلم و تبعیض، پاسخى افتخارانگیز به نداى «کونوا قَوّامینَ لِله»[4] و «کونوا قَوّامینَ بِالقِسط»[5] داد. او خشم و برائت نسبت به مشرکین و کفّار عنود[6] و عطوفت و مودّت نسبت به مسلمانانِ سراسر جهان را مصداق کاملی از «اَشِدّآءُ عَلَى الکُفّارِ رُحَمآءُ بَینَهُم»[7] ساخت. او با مناجات و تهجّد و تضرّع مخلصانه، در سِلک «عَسى اَن یَبعَثَکَ رَبُّکَ مَقامًا مَحمودًا»[8] درآمد. او آمر به معروف و ناهى از منکر و مجاهد فی‌سبیل‌ا‌لله‌ بود. او با قطع هر پیوندى که با پیوند محبّت حق و فناى در حق ناسازگار بود، مصداق «رَضِیَ اللهُ عَن‌هُم وَ رَضوا عَن‌هُ اُولئکَ حِزبُ اللهِ اَلاِّ اِنَّ حِزبَ اللهِ هُمُ ال‌مُفلِحون»[9] گردید.

او با عمرى که روزها و ساعت و لحظه‌هایش با مراقبه و محاسبه سپرى میشد، صدها آیه‌ی قرآن را که در توصیف مخلصین و متّقین و صالحین است، مجسّم و عینى ساخت. او قرآن را نه‌فقط در محیط زندگى جامعه و با تشکیل جامعه‌ی اسلامى، بلکه در نفْس خود و زندگىِ خود تحقّق بخشید.

او آن روح‌ا‌لله‌ بود که با عصا و ید بیضاى موسوى و بیان و فرقان مصطفوى به نجات مظلومان کمر بست، تخت فرعون‌هاى زمان را لرزاند و دل مستضعفان را به نور امید روشن ساخت. او به انسانها کرامت، و به مؤمنان عزّت، و به مسلمانان قوّت و شوکت، و به دنیاى مادّى و بی‌روحْ معنویّت، و به جهان اسلامْ حرکت، و به مبارزان و مجاهدان فی‌سبیل‌ا‌لله‌ شهامت و شهادت داد.

او بتها را شکست و باورهاى شرک‌آلود را زدود. او به همه فهماند که انسان کامل شدن، علی‌وار زیستن و تا نزدیکى مرزهاى عصمت پیش رفتن، افسانه نیست. او به ملّتها نیز فهماند که قوى شدن و بند اسارت گسستن و پنجه در پنجه‌ی سلطه‌گران انداختن، ممکن است. لمعات[10] قرب حق را صاحبان بصیرت در چهره‌ی منوّر او دیدند و طعم بِرّ الهى را که در حیات و ممات بر او میبارید، همه چشیدند؛ دعاى او مستجاب شد که میگفت: اِلٰهى لَم‌یَزَل بِرُّکَ عَلَىَّ اَیّامَ حَیاتى فَلا تَقطَع بِرَّکَ عَنّى فى مَماتى.[11]

با رحلت خود، انقلابى دیگر بر پا کرد؛ ده میلیون دل بی‌قرار را بر جنازه‌ی خود گرد آورد و صدها میلیون را در سراسر جهان در غم خود عزادار کرد. همان‌طور که در زندگی‌اش تختهاى فرعونى را لرزانده بود، با مرگ خود نیز خواب و خیال باطل را از چشم دشمنان ربود.

از این پس دنیا شاهد شکوفایى روزافزون خمینى کبیر خواهد بود. نهالى که او نشانده و بذرى که او افشانده، همان کلمه‌ی طیّبه‌اى است که «اَصلُها ثابِتٌ وَ فَرعُها فِى السَّمآءِ × تُؤتى اُکُلَها کُلَّ حینٍ بِاِذنِ رَبِّها».[12]

بارى، خمینى عزیزِ ما را کیست که نشناسد؟ و کیست که به‌شایستگى بشناسد؟ الفاظ مرا تحمّل آن نیست که آن حقیقت فاخر و آن گوهر نفیس را در خود بگنجاند و قلم قاصر اینجانب ناتوان‌تر از آن است که سوداى ترسیم آن چهره‌ی ملکوتى را بپروراند. بهتر آنکه عنان قلم درکشم و یک بار دیگر این مصیبت بزرگ و جان‌کاه و این غم فراموش‌نشدنى را به حضرت بقیّة‌ا‌لله‌ (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) و بیت معظّم ایشان، مخصوصاً به یادگار عزیز و یگانه و نور چشم اعزّ ایشان ‌-جناب حجّت‌الاسلام آقاى حاج سیّداحمد آقا- و به خانواده‌هاى شهدا و اسرا و جانبازان و مفقودین و به عموم ملّت ایران و به امّت بزرگ اسلامى تسلیت عرض کنم و تذکّراً امورى را به عرض ملّت عزیز برسانم:

پاورقی‌ها

  1. ۱.سوره‌ى مجادله، بخشى از آیه‌ی ۲۲؛ «... در دل اینها است که [خدا] ایمان را نوشته و آنها را با روحى از جانب خود تأیید کرده است و آنان را به بهشتهایى که از زیر [درختان] آن جوى‌هایى روان است، درمى‌آورد. همیشه در آنجا ماندگارند. خدا از ایشان خشنود است، و آنها از او خشنودند؛ اینانند حزب خدا. آرى، حزب خدا است که رستگارانند.»
  2. ۲.سوره‌ى انفال، بخشى از آیه‌ی ۷۲؛ «کسانى که ایمان آورده و هجرت کرده‌اند و در راه خدا با مال و جان خود جهاد نموده‌اند ...»
  3. ۳.سوره‌ى بقره، بخشى از آیه‌ی ۲٠۷؛ «و از میان مردم کسى است که جان خود را براى طلب خشنودى خدا میفروشد ...»
  4. ۴.سوره‌ى مائده، بخشى از آیه‌ی ۸؛ «... براى خدا به داد برخیزید ...»
  5. ۵.سوره‌ى نساء، بخشى از آیه‌ی ۱۳۵؛ «... پیوسته به عدالت قیام کنید ...»
  6. ۶.ستیزه‌جو
  7. ۷.سوره‌ى فتح، بخشى از آیه‌ی ۲۹؛ «... بر کافران، سخت‌گیر [و] با همدیگر مهربانند ...»
  8. ۸.سوره‌ى اسراء، بخشى از آیه‌ی ۷۹؛ «... امید که پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند.»
  9. ۹.سوره‌ى مجادله، بخشى از آیه‌ی ۲۲؛ «...خدا از ایشان خشنود و آنها از او خشنودند؛ اینانند حزب خدا. آرى، حزب خدا است که رستگارانند.»
  10. ۱۰.انوار، پرتوهاى نور
  11. ۱۱.اقبال‌الاعمال، ج ۲، ص ۶۸۶ (مناجات شعبانیّه)؛ «بارخدایا! نیکى تو در ایّام حیاتم پیوسته نصیب من بوده؛ در زمان مردنم این نیکى را از من دریغ مدار.»
  12. ۱۲.سوره‌ى ابراهیم، بخشى از آیات ۲۴ و ۲۵؛ «... ریشه‌اش استوار و شاخه‌اش در آسمان است. میوه‌اش را هر دم به اذن پروردگارش میدهد ...»
  13. ۱۳.همه‌پرسى مصوّبات شوراى بازنگرى قانون اساسى
  14. ۱۴.پنجمین دوره
  15. ۱۵.ر.ک: بیانات در دیدار رئیس و نمایندگان مجلس شوراى اسلامى (۱۳۶۸/۳/۲۴)، پى‌نوشت شماره‌ی ۱۱